close
چت روم
اعتراف می کنم ...
cheeziba میگه:
یادمه اولین روزه ای ک گرفتم خواهرم بهم گفت اگر بری دستشوی روزه ات باطله هیچی من بدبختم تا موقع افطار دستشویی نرفتم وقتی ک اذان گفتن من با سر رفتم تو دستشویی. اخه خدا این خواهر من دارم؟؟؟؟؟؟؟؟
محمد میگه:
اعتراف میکنم دیروز تنهایی با ماشین رفتم نون بخرم ، نون رو خریدم. اومدم سمت شاگرد نشستم. یکی دو نفر فهمیدن جریانو ! منم خواستم خیلی دیگه ضایع نشه ، الکی داشبورد ماشین رو باز کردم و بستم ، رفتم نشستم پشت فرمون و سریع محل رو ترک کردم!!!
محمد میگه:
اعتراف میکنم اولین روزی که رفتم دانشگاه نیم ساعت تو حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن برم سر کلاس!